گل های باغ زندگی

.

نگاهش را از روی بچه هایی که توی کوچه بازی می کردند برداشت، برگشت و پرسید:»می دونی این محله چی لازم داره؟»

صدای جیغ و خنده ی بچه ها همه جا را پر کرده بود… گفتم:»نه، چی؟»

گفت:» یه مغازه ی بزرگ کاندوم فروشی!»

.

Advertisements

دیدگاه‌ها ناکارا هستند.