بایگانی ماهانه: فوریه 2011

قانون بقای تخم

.

مجموع کل تخم‌ در دنیا ثابت است.

بنابراین در ازای وجود ماهی خاویارهایی مثل موسوی خوئینی، لاجرم میزان تخم‌های هاشمی رفسنجانی منفی خواهد بود.

.

Advertisements

این عید، این عید لعنتی

.

آخرین روزای اسفند 84 بود، حاج سعید حدادیان و رفقاش طی عملیات «مهدی بیا مهدی بیا برای دفن شهدا»، مسجد دانشگاه شریف رو فتح کردن، دانشجوهایی رو که مثل بچه‌ی آدم نشسته بودن و مناظره گذاشته بودن واسه‌ی دفن شهیدها رو با پیاده‌رو یکی فرض کردن و از روشون رد شدن. ولی حرومزاده‌ها خوب زمانی رو انتخاب کرده بودن. اون جو ملتهب که توش دانشجوهای عصبانی سهراب پور رو کتک زدن و مسجد رو تحریم کردن و جلوی بوفه نماز جماعت برگزار کردن، خورد به عید و آروم شد. آدم باورش نمی‌شه مردم چه طور عادت می‌کنن. چه طور له شدن دانشجوها زیر پای اوباش تبدیل می‌شه به اخبار قدیمی. چه طور از همه‌ی اون ماجرا فقط یه سری اسم روی برد می‌‌مونه که احضار شدن به کمیته انضباطی.

اخبار این روزا رو که می‌خونم داغ می‌کنم. می‌خوام بلندگو دستم بگیرم و داد بزنم که آی ملت اینا می‌خوان دم عید میرحسین و کروبی رو بگیرن (گرفتن شاخ و دم داره؟ الان کجان؟)، شب عید تنها شانسشونه واسه این کار. اینا قبلاً سر ما امتحان کردن، جواب گرفتن. این عید لعنتی عین آب روی آتیش می مونه، حواستون بهش باشه. جان مادرتون حواستون بهش باشه…

.


حرام نبود مگه؟

.

رقص و آواز تو ایران حکم همون میوه‌هایی رو دارن که واسه آبروداری جلوی مهمون می‌خرن و بچه‌ها حق ندارن بخورن.

.


آیت‌الله تناقض شیرازی

.

– این جا نوشته: آیت‌الله مکارم شیرازی ضمن محکوم کردن جنایات رهبر ایران گفت: «ما ضمن اینکه جنایات ضد انسانى حاکمان ایران را شدیدآ محکوم مى‌کنیم از جوامع بین‌المللى مى‌خواهیم که در برابر این جنایات هولناک سکوت نکنند و اجازه ندهند حاکمان خودکامه دست به هر جنایتى بزنند.»

+ واقعاً؟

– نه.

.


خواهش می‌کنم طنز ننویسید، در این یک کار استعداد ندارید

.

می گویند وقتی نرون رم را آتش زده بود و حین تماشای آن آواز می‌خواند، متوجه گروهی از مردم شد که از دور چیزی فریاد می‌زنند. از وزیرش پرسید:«اینها چه می‌گویند؟»  وزیر گفت:«قربان می‌گویند شهر را سوزاندید، مردم را کشتید، فدای سرتان. خواهش می‌کنیم آواز نخوانید. در این یک کار استعداد ندارید!»

حالا حکایت ماست و طنزپردازی عرزشیون در باب 25 بهمن:

طنز آهستان در بی‌بی‌سی فارسی

توضیح غیر ضروری: حیف ِ فحش، حیف ِ لینک!

.


احیاناً کسی نگران ما نشه

.

من همین جام بابا. قضیه اینه که آدمی که حرف به درد بخوری نداره، ساکت می‌شینه. شوخی که نداریم، واقعاً من خارج گود نشسته‌ام. پای کامپیوتر. جای گرم (اینارو الان دارم برای اون آب باریکه ای که از خواننده هام مونده می نویسم. حالم هم همچین خوش نیست، مرتیکه‌ی فیلترچی کون گنده یعنی نشسته رو وردپرس کلاً) حالا اینارو ولش کن، می‌خواستم در کمال کنار گود نشینی عرض کنم:

دمتون گرم

.


چرا باید آنتی ویروستان را به روز کنید

.

لای در اتاق باز بود. با این حال در زدم. جوابی نیامد. در را کمی بازتر کردم. انگار بمب تو اتاق استادم ترکیده بود. کتابها، ریپوت‌ها، لباسهاش… تنها چیزی که سالم مانده بود کامپیوترش بود که آخرین ایمیلی که من بهش زده بودم توش باز بود.

ای میلم استاد رو خورده بود…

.