این عید، این عید لعنتی

.

آخرین روزای اسفند 84 بود، حاج سعید حدادیان و رفقاش طی عملیات «مهدی بیا مهدی بیا برای دفن شهدا»، مسجد دانشگاه شریف رو فتح کردن، دانشجوهایی رو که مثل بچه‌ی آدم نشسته بودن و مناظره گذاشته بودن واسه‌ی دفن شهیدها رو با پیاده‌رو یکی فرض کردن و از روشون رد شدن. ولی حرومزاده‌ها خوب زمانی رو انتخاب کرده بودن. اون جو ملتهب که توش دانشجوهای عصبانی سهراب پور رو کتک زدن و مسجد رو تحریم کردن و جلوی بوفه نماز جماعت برگزار کردن، خورد به عید و آروم شد. آدم باورش نمی‌شه مردم چه طور عادت می‌کنن. چه طور له شدن دانشجوها زیر پای اوباش تبدیل می‌شه به اخبار قدیمی. چه طور از همه‌ی اون ماجرا فقط یه سری اسم روی برد می‌‌مونه که احضار شدن به کمیته انضباطی.

اخبار این روزا رو که می‌خونم داغ می‌کنم. می‌خوام بلندگو دستم بگیرم و داد بزنم که آی ملت اینا می‌خوان دم عید میرحسین و کروبی رو بگیرن (گرفتن شاخ و دم داره؟ الان کجان؟)، شب عید تنها شانسشونه واسه این کار. اینا قبلاً سر ما امتحان کردن، جواب گرفتن. این عید لعنتی عین آب روی آتیش می مونه، حواستون بهش باشه. جان مادرتون حواستون بهش باشه…

.

Advertisements

دیدگاه‌ها ناکارا هستند.