بایگانی ماهانه: مه 2011

نماینده مجلسمون هستن


ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است:

.

«دستت درد نکنه تو این گرما چادر سرت می‌کنی، ولی یه کم هم بابامو الگو قرار بده زود به زودتر برو حموم!»

.


شباهت‌های فرهنگی

.

روز به روز بیشتر به این نتیجه می رسم که لهستانی‌ها در واقع  ایرانی‌ هستند، فقط اتیل الکلشون یکم بیشتره.

.


آیا می‌دانستید؟

.

آدمهایی در این دنیا وجود دارن که قادرند دور هم بشینن، عقلهاشون رو روی هم بذارن و به این نتیجه برسن که بهتره بخش «کودک آزاری» رو از لایحه‌ی حمایت از خانواده حذف کنن…

شاید برای صرفه جویی در کاغذ ِ لایحه؟ نچ… شاید چون… نه… نمی‌دونم مغزم هی ارور می‌ده…

.


همیشه هم تف می‌زد

.

سر جلسه امتحانا اولش که مراقب برگه ها رو پخش می‌کرد، کارم این بود بشمرم چند وقت یه بار انگشتشو تف می‌زنه، اون وقت حساب کنم آیا می‌شه وقتی به من می‌رسه تف نزنه…

.


.

توی این دعوای سر امام نقی، پست‌های«ساکت شین» و«بس کنین» از سمت دوستان روشنفکرمون بود، عکس العمل دموکراتیک از طرف بعضی (نه همه، بعضی) برادران حزب الله که کمپین حدیث راه انداختند. بالاخره گاهی وقتا هم اینجوری میشه دیگه…

.

درباره‌ی احترام به عقاید دیگران 


ریشه‌یابی‌ها

.

اولین بار یک روز شیخ مریدان را گرد آورده بود و پند می‌داد، مریدان هم مثل بچه‌ی آدم ساکت گوش می‌دادند. سخن شیخ که به پایان رسید ناگهان سوسکی قهوه‌ای تالاپی از سقف به میانه‌ی مجلس افتاد. پس مریدان نعره‌ها زدند و سربه بیابان گذاشتند.

.