واقعاً چرا؟

.

آقای مزاحم ِ عزیز،

باشه حالا که یه ربع اصرار کردی نظرم عوض شد. بریم، صد تومن هم می‌گیرم.

با مانتو مقنعه‌ی سیاه کثیف، در انتظار تاکسی

.

Advertisements

3 پاسخ برای «واقعاً چرا؟»

  • هنگام

    آخی بلاخره کامنت دونیت باز شد! خوشحالم!!!:)
    لایک !
    .
    .
    .
    مثل اینکه بچه ها دلشون پر بوده هااا، ولی مجال ابراز نداشتن!:))

  • فانوس

    می دونید ایراد دوستانی که در بخش احترام به عقاید و این حرف ها ازشون نوشته بودید چیه؟؟؟اونا نباید بگن به عقاید ما احترام بذار و این حرف رو نزن.جمله درست تر اینه که کاش شعور احترام گذاشتن به مقدسات رو داشتی حتی اگر برای تو مقدس نیستند!!!نمی دونم اگه یه روزی یه نفر تو روی شما شروع کنه پدر یا اصلا عزیزترین فرد زندگیتون رو به باد تمسخر و توهین و لودگی بگیره،همچنان ژست روشنفکری یا بهتر بگم خونسردی خودتون رو حفظ می کنید یا نه؟؟؟؟!!!!حالا بماند که اون عزیز،نه تنها عزیز من که عزیز خداست….اون وقت جواب دادنش یه خورده سخت تره….

    درد من،مرگ ارزش هاست!!

درج رایانشـــــــــــــانی (ایمیل) ضروری نیست

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s